انقلاب الهی در مقابله ی گوساله پرستان لیبرالیسم

بسم الله الرحمن الرحیم

انقلاب الهی در مقابله ی گوساله پرستان لیبرالیسم

رهبری دنیا به دست کسانی رسید که با شعار فردی گرایی متهی به آزادی های بی قید می خواستند انسان ها را به بندگی شیطان بزرگ بکشاندند! روند ساده ای در حال شکل گیری بود: در مرحله ی نخست باید انسان ها از ایدئولوژی حکومت خدا در زمین و به طور کل میراث پیامبران تهی می شدند. بعد گوساله ی نفسانیت با لعاب لیبراسیم مزاج شهوات و حب دنیایشان را سیراب می کرد و در میان سجده های خالصانه اهل دنیا در مقابل شیطان، استعمار می توانست ظلم و چپاول خود را به نحو احسنت اجرا کند. دنیا در دایره ی دار و دسته ای به یغما می رفت که با لیبرالیسم و تز له فر Laisseze fair  یعنی بگذار هر کس هر چه می خواهد بکند، با هر دین، مسلک و صدایی از نوع الهی مقابله می کرد! نه یهودیت واقعی نه مسیحیت واقعی و نه اسلام ناب محمدی ظلم و جور به مستمندان جهان را نمی پسندید.

 

خاورمیانه اما طعمه ای لذیذ، برگ برنده و کیمیایی دست نایافتنی بود. سالها برنامه ریزی جواب داده بود و حالا بعد از آن همه زورآزمایی بین قدرت مندان به بازوهای محکم آمریکا رسیده بود. ایران شریان حیاتی تسلط بر تمام منطقه، دچار تحولاتی شد که خطرناک ترینش بر روی کار آمدن حکومت و صدایی از مردی با لباس دین بود. کور سوی نوری در تاریکی دنیا مستصعفان جهان را از آشنایی گم شده خبر می داد که سالها سردمداران مادی گرایی سعی در استتارش داشتند. برای روشن شدن عزتی که اکنون خاورمیانه ی اسلامی در دنیا دارد، باید شرایط حاکم بر منطقه ی خاورمیانه را در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی بررسی کنیم. در این جا قسمتی از صحبت های سید حسن نصر الله بعد از عقب نشینی رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان که توصیفی از شرایط حاکم بر منطقه در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران است می خوانیم:

«قبل از انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام (قدس سره الشریف) منطقه ی ما به مرحله ی یأس و ناامیدی رسیده بود و اسرائیل بر فلسطین و یک قسمت هایی در سرزمین های اسلامی در لبنان، سوریه و اردن کاملاً مسلط شده بود. دولت های عربی به این نتیجه رسیدند که با اسرائیل نمی شود جنگید و باید تسلیم شد و باید برویم در خط مذاکره. آن ها منتظر بودند یک فرصتی برای چنین کاری _ یعنی مذاکرات صلح _ آماده بشود.

ملت ها هم مأیوس شدند. از یک طرف ظلم رژیم های عربی به این ملت ها بود، که دیگر آن ها روحیه شان را از دست دادند. و هم فرهنگ غیر اسلامی که بر جوامع غربی غالب شد، تأثیر داشت.

کسی نبود بیاید به این ملت ها و این دولت ها نشان بدهد که نه! می شود با اسرائیل مبارزه کرد. می شود در مقابل اسرائیل ایستاد و می شود او را شکست داد. منطقه و ملت ها، خصوصاً کشورهای عربی منتظر چنین چیزی بودند. و الا اوضاع همیشه به این سمت پیش می رفت و بالاخره همه تسلیم می شدند، هم دولت ها هم ملت ها. در این میان حتی آن روزها سازمان آزادی بخش فلسطین به ریاست یاسر عرفات به این نتیجه رسیده بودند و به دنبال بهانه برای مذاکره با اسرائیل بودند و دیگر بحث نابودی اسرائیل، در آن جا مطرح نبود. اگر کسی در آن منطقه می آمد و می گفت، باید کاری کنیم که اسرائیل نباشد به او می گفتند: دیوانه! اصلاً غیر واقعی فکر می کند. »

ایدئولوژی شیعی، بر مبنای آزادی معنوی، آرمان عدالت و برابری انسان ها، نابودی ظلم و خودپرستی، اخلاق و در کل حکومت خدا در زمین همان گم شده ای بود که در میان مکیدن خون انسانها توسط سگان هار شهرت و ثروت و شهوت کم رنگ گشته بود. مرد خدا، روح الله اما از انسانیت سخن می گفت از برادی از استقلال ،آزاد مردی و رهایی از ظلم ظالمان، در یک معنا ضد استعمار و استثمار روحی و جسمی شیطان!

این انقلاب مثل آب روانی بر دل سنگ ظلم می کوبید و پله پله با پهناور کردن نور خویش ماهیت آن را مشخص می کرد. در نتیجه این فرضیه که انقلاب اسلامی در اصل وجود خویش _ یعنی جمهوری ای به روش حکومت اسلامی به اصلیت کشوری به نام ایران_ خار چشمی در چشمان مستکبران عالم است، از همین روند اثبات می شود. گذشته ای سرخ به رنگ حسین(ع) نهراسیدن از مرگ و سختی را ثمر می داد که درست یکی از سلاح های فشار را از آنها می گرفت. آینده ی سبز نویدی به رنگ عدالت و برابری می بخشید که این نیز بنیان تمام تفکرات استعماری آنها را در هم می شکست. پس تمام شیطانیان بر مدار بطالت _مستکبران جهان_ احمقانه به دنبال نابودی نور حقیقت بودند. چه کسی است که بتواند نور خورشید را نابود کند جز آفریننده ی آن!

 

قطع کردن یک جانبه ی روابط، جاسوسی در سفارت، اقدام برای تجاوز در ماجرای طبس، ماجرای نوژه، یاری رساندن مالی نظامی و امنیتی به عراق در تجاوز 8 ساله به مرزهای ایران، تحریم های به قولهم فلج کننده علیه ایران، بار هجیم جنگ رسانه ای و وارونه نشان دادن حقایق در مناسبات جهانی، دشمنی آشکار با اسلام و فرهنگ شیعی،  تلاش برای سرنگونی انقلاب در ماجرای کوی دانشگاه و فتنه ی 88 و ... ، و در آخر ماجراهای اخیر کمرنگ کردن عنصر مقاومت در منطقه با سیاست بازدارندگی از دریچه ی مذاکره! این روند به خوبی نشان می دهد که رفتارهای متناقض این چوپان کوه و بیابان دیده حالا به نقطه ای رسیده است که فقط در پی دامن گیر نشدن نورهای همسو در کشورهای منطقه به دنیال کمرنگ کردن منبع نور است! عده ای می خواستند موسی و خدایش به جنگ برود و آنها به زندگی شان برسند. هر آن تن پروان نا امیدانه از پا گرفتن این نهال جوان صحبت می کردند و حالا که تنومند و استوار گشته است هم از ادامه ی روند ابراز ناامیدی می کنند.

انقلابی که در صحبت های ابتدایی سید حسن نصر الله در آن شرایط وخیم جهانی امید دوباره ای به اجتماع بخشید. در ادامه بر دوش آرمان مردانش ایستاد تا انعکاس کننده ی ندای حق طلبی و حق گرایی به کشورهای دیگر از اعراب تا آمریکای صغیر باشد خود معضل استکبار شناخته شد که جنگ، تحریم و مذاکره هر کدام باید در راه نابودی (!) در بالاترین هدف و حداقل کمرنگ کردن آن در عدم الگویی برای بیداردلان جهانی قدم برمیداشت. عده ای ساده لوحانه این لبخندهای پنهان کننده ی نیش های گزنده را باور می کنند در صورتی که این نیش ها برای بلعیدن آماده و تیز شده اند.

همان طور که حضرت آقا فرموده اند: «مشکل آمریکا با مردم ایران مشکل انرژی هسته ای و بمب هسته ای نیست. مشکل آمریکا با ایران مشکل اسلام است و مشکل استقلال و آزادی؛ لذا تا زمانی که ملت ایران ایدئولوژی اسلامی دارد و استقلال و آزادی اش مانع به چپاول کشاندن منافع ایران به نفع آمریکا می شود، آمریکا با جمهوری اسلامی ایران مشکل خواهد داشت.»

هانیه غفاری – 5/11/92

/ 1 نظر / 21 بازدید
هدیه

با سلام دوست عزیز بسیـار وبلاگ خوبی دارید از یادداشتتون برای نشریه ی دانشگاهمون استفاده خواهم کرد. امیدوارم در تمامی مراحل زندگی تون موفق و موئد باشید [قلب]