تظاهرات امروز از نگاهی دیگر

بسم الرب العظیم

تظاهرات امروز از نگاهی دیگر

تظاهرات 13 آبان 92

ساعت حدود 9 بود که جز همان درجازن ها و کندرو ها که مجال دویدن نمی دادند مثل همیشه ی 7 روز هفته در راه تکرار روز و شبشان, در میدان هفت تیر نمی دیدی. جامانده ها برای رسیدن به غافله ی پرچم به دستانی که در سرازیری بهار انقلابشان به طالقانی میدان سرخ به خون تمام شهیدان مظلوم 13 آبان در حرکت بودند.

 دور تا دور لانه ی جاسوسی  را پرچم قرمز, سفید و سبز به طول 35 سال استقلال از استکبار, آزادی از غیر خدا و جمهوری ای به زیبایی پرچم اقتدار اسلامی ایران بر دستان وارثان غیرت و همیت برافراشته شد.

کدام دوربین می توانست آنچه را که جز با چشم نتوان دید در احساس لنز دوربینش جا کند. کجا بودند آن به قولهم اکثریت در رویای لبخند پریزیدنت که بینند آنچه را که امروز حتی کلمات را هم در وصف به زانو درآورده است. حالا بماند که آخرش می شود ساندیس به دست و مدرسه ای و کارمند مواجب بگیر! باشد اصلن بزنید به جاده خاکی و این اقلیتی که در ازدحامی بی مثال خیابان های شهر را به بصیرت آراستند نبینید.

دختر مدرسه ای 16 ساله بود حدوداٌ که با جدیتی بر می گشت و صدا بلند که بگو مرگ بر آمریکا ! خبرنگاران مات و مبهوت این همه جوان مشتاق که از هر 10 نفر با چشم بیش از 70 درصد جوان و حتی آن سوژه های نسل اول, نسل چهارم و پنجمی را هم از دست نمی دادند.

درست است که پلاکاردها از شهر به دستور آقایان جمع می شود اما بیایند تا می خواهند با قلم, مشت و زبان این مردم در خیابان آمده چه کنند؟ این روشن فکران غرب زده بشنوند امروز تنها سه واژه مرگ بر آمریکا جوابی محکم بر دهان آن هاست! امروز همه آمده بودند تا بار دیگر دیوار بی بصیرتی را فتح کنند و بار دیگر با تمام وجود ... مرگ بر سفارت شنود

مرگ بر قطعنامه های بستن فرات  ... قطع آب  ... مرگ بر تیر مانده بر گلوی کودک رباب

آری... امروز روز حسین است و ما را چه شده است که عباس مشک را به خیمه ها رسانده و ما به طمع امان نامه صدای غربت حسین را در سوریه و لبنان و فلسطین و این برادر مظلوم بحرین نمی شنویم! هیهات من الذله اصغر سر بر می شد و چادر از زنان می کشند و ما به حکومت ری یا نه پست تر از در تاریکی خیمگاه می گریزیم ! آری ... می جنگیم, میمیریم, سازش نمی پذیریم ! لبیک یا حسین ... 

هانیه غفاری

/ 0 نظر / 14 بازدید